زندگی قشنگه اگه با تو باشه... مرگ قشنگه اگه برای تو باشه... دلتنگی قشنگه اگه به خاطر تو باشه... من قشنگم اگه با تو باشم اما تو هرجور که باشی قشنگی
زندگی قشنگه اگه با تو باشه... مرگ قشنگه اگه برای تو باشه... دلتنگی قشنگه اگه به خاطر تو باشه... من قشنگم اگه با تو باشم اما تو هرجور که باشی قشنگی
گفته بودي دلتنگي هايم را با قاصدک ها قسمت کنم تا به گوش تو برسانند
می گفتی قاصدکها گوش شنوا دارند
غم هايت را در گوششان زمزمه کن و به باد بسپار
من اکنون صاحب دشتي قاصدکم
اما مگر تو نمي دانستي قاصدکهاي خيس از اشک مي ميرند؟
روزی با خودم فکر می کردم
اگر او را با غریبه ای ببینم شهر را به آتش خواهم کشید
اما
امروز حاضر نیستم کبریتی روشن کنم تا ببینم او کجاست

چقدر سخته توی چشمای کسی
که تموم عشقت رو ازت دزدید
وبه جاش یه زخم همیشگی رو
به قلبت هدیه داد زل بزنی
وبه جای اینکه لبریز
از کینه و نفرت بشی٬
حس کنی که هنوزم
دوســـــــــتش داری
چقدر سخته دلت بخواد
سرتو به دیوار تکیه بدی
که یه باره زیر آوار غرورش
همه وجودت له بشه
چقدر سخته توی خیالت
ساعت ها باهاش حرف بزنی
اما وقتی که دیدیش چیزی
جز سلام نتونی بگی٬
چقدر سخته وقتی پشتت بهشه٬
دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه٬
اما مجبور بشی بخندی
که نفهمه هنوزم دوستش داری
چقدر سخته گل آرزوهاتو
توی باغ دیگه ای ببینی
و هزار بار توی خودت بشکنی
و اونوقت آروم زیر لبت بگی
گل من باغچه نو مبارک